العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
442
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
غرر است مثل آن كه كسى را وكيل كند كه مركوبى براى او بخرد غرر است و صحيح نيست و بايد مركوب و صفت آن را معين كند تا معظم غرر رفع شود و نزاع برخيزد . علاوه بر اين وكالت بايد منجز باشد يعنى وكيل پس از عقد بلا فاصله وكيل شود و اگر بگويد از فردا هنگام طلوع آفتاب وكيل من هستى صحيح نيست و اگر بگويد هم اكنون وكيل من هستى كه از فردا كارهاى مرا انجام دهى صحيح است و فرق دو عبارت اين است كه در عبارت اول خود وكالت معلق و مؤخر است از عقد و در عبارت دوم عمل وكيل مؤخر است در ايجاب وكالت هر لفظى كه مقصود را بفهماند كافى است و قبول وكالت اگر بلفظ نباشد و مؤخر از ايجاب هم باشد كافى است چنان كه گفته شد وكالت عقد جائز است و هم وكيل و هم موكل مىتوانند آن را فسخ كنند و اگر موكل فسخ كند تا خبر به وكيل نرسيده اعمال وكيل صحيح است و ممضى و پس از آگاه شدن اعمال او صحيح نيست . و بعضى گفتهاند اگر وكالت در ضمن عقد لازم باشد يا در عقد لازمى شرط كنند كه موكل او را عزل نكند بلكه اگر شرط كنند موكل خود مسلوب الاختيار باشد لازم مىشود و الله العالم ( رجوع به صلح و رهن شود صفحه 422 ) وكالت بموت و بىهوشى و جنون و محجوريت موكل باطل مىشود